خرید بک لینک

درباره سایت

سرگریچ-حسن آباد

***خوش آمدید*** خیلی ممنون ازاینکه وبلاگ مارابرای دیدن انتخاب کردید. خوشحال میشم نظرات خودرابرای ماارسال کنیدواگه دوست داشتیدبه ما امتیازبدهید. باتشکر.
تماس بامدیروبلاگ تماس با ما . . .
فال انبیاء

فال انبیاء

.

امکانات وب


اÙx86تخاب بÙx87ترÙx8aÙx86 Ùx88بÙx84اگ Ùx85اÙx87

اÙx84Ùx81 بÙx8fÙx88دÙx85 ز عشÙx82 داÙx84 گشتÙx8fÙx85

شکر بÙx88دÙx85 بÙx87 زÙx87ر Ùx85ار گشتÙx8fÙx85

Ú¯Ùx84Ûx8c بÙx88دÙx85 Ùx85Ûx8cاÙx86 تازÙx87 Ú¯Ùx84Ùx87ا

بدست Ûx8cار Ùx86ادÙx88Ùx86 خار گشتÙx8fÙx85

تÙx88Ûx8cÛx8c Ùx86Ø®Ùx84 شکر بارÙx8fÙx85 دÙx84اÙx84Ùx87

اساس دارÙx88 Ùx86ادارÙx85 دÙx84اÙx84Ùx87

Ùx85Ùx88 Ú©Ùx87 سخت Ú©Ø´ دÙx88رÙx90 زÙx85Ùx88Ùx86Ùx85

تÙx88Ûx8cÛx8c Ùx85Ùx86Ø´Ùx88ر آزارÙx85 دÙx84اÙx84Ùx87

Ø´Ùx8eÙx88Ùx88Ùx86 تا سر سØxadر در اضطرابÙx85

خدا شاÙx87د Ú©Ùx87 بÛx8cدارÙx8fÙx85 دÙx84اÙx84Ùx87

زÙx8eÙx85Ùx90Ùx86Ùx87 Ú©Ûx8cد بÛx8c تÙx88 زÙx86دÙx87 Ùx85Ùx86دÙx86

بÙx87 Ùx81کر Úx86Ùx88بÙx87 دارÙx85 دÙx84اÙx84Ùx87

Ùx86دÙx87 Ùx84Ùx90Ùx81تÛx8c دگÙx87 Ú©Ùx88Ùx84 کرارت

Ú©Ùx87 تا Ùx85Øxadشر عزا دارÙx8fÙx85 دÙx84اÙx84Ùx87

ØxadÙx8eÙx84ا Ù¾Ûx8cØ´ Ùx87Ùx85Ùx87 Ø®Ùx88ارÙx8fÙx85 دÙx84اÙx84Ùx87

Ùx86Ú©Ùx86 Ú¯Ûx8cشتÙx87 تÙx88 آزارÙx85 دÙx84اÙx84Ùx87

-->-->--> Ùx85ارادرگÙx88Ú¯Ùx84 Ùx85ØxadبÙx88ب Ú©Ùx86Ûx8cد
-->-->-->
تصÙx88Ûx8cر رÙx88زÙx88بÙx84اگ -->-->-->--> -->-->-->
-->-->-->
Ùx85شخصات دستگاÙx87 Ø´Ùx85ا -->-->--> -->-->-->

-->-->-->--> Top Java Script in کدÙx87اÛx8c جاÙx88ا اسکرÛx8cپت -->-->-->

JavaScript Codes . -->-->-->

حکایات باییهروقت بوی تند کافور می پیچد توی دماغم می فهمم که بایی الان می آید به خوابم . دیشب بهش گفتم بایی خونه خیسیده یک ادکلنی عطری چیزی بزن به خودت . بایی گفت یک ادکلن «شنل» دارم گذاشته ام وقتی به خواب بی بی می روم می زنم . گفتم خب چه خبرها ؟بایی بی مقدمه گفت : پاطرف می ده! میگن باید بیایی مجلس جواب بدی برای چه مملکت به این روز افتاده ، باید جواب بدی چرا صندوق ذخیره ارزی غبارروبی شده ، پاطرف میده ! گفتم یعنی چه ، بایی گفت دکتر گفته اگه مجلس از من سوال کند من هم ناگفته هایی دارم که می گویم .گفتم بایی 7 سال آزگار است که پاطرف می دهد .بگو تو را به کاکل اسفندیارت قسم می دهیم مرگیکبار شیون هم یکبار بگو و ولمان کن !بایی خندید ، گفتم چرا می خندی ؟ گفت یک آقای محترمی گفته مگر ما علم غیب داشتیم که دکتر اینجوری از آب در میاد؟! گفتم خب حالا که این برادران ودولت کریمه ما را به یاد ماجرای «مدیریت نانوایی» انداخته اند و هر چه نان به دست ملت داده یا سوخته یا فطیر شده لا اقل بیایند در مقابل ملتاعتراف کنند که ما واقعا ًنتوانستیم این نانوایی را مدیریت کنیم.بایی متغیر شد ، صدایش را بالا گرفتگفت ای پتنگو مگر اینجا ژاپن است ؟ مگر اینجا کره جنوبی است؟ قبول اشتباه پیش کششان ، اینقدرهمدیگر را متهم نکنند ، اینقدر برای بی بی سی خوراک درست نکنند ، عذر خواهی پیش کش .می خواستم آخرین آمار اختلاس ها را از بایی بگیرم که احساس کردم دیگر بوی کافور نمی آید . نگاه کردم . بایی رفته بود.

برچسب: نویسنده: yaser تاريخ: پنجشنبه 9 آذر 1391 ساعت: 23

صفحه بندی