شعری طنز از زبان شاعری ناسی
-
تاریخ: 1391/9/22 ساعت: 12:26
مد شده اینجا و آنجا ناس می باید گذاشت زیر لب - پایین و بالا- ناس می باید گذاشت پول باشد توی جیبت یا نباشد مشکلی نیست توی جیبت بی محابا ناس می باید گذاشت احترام پیر و عاقل کار از مد رفته ایست روبه روی چشم بابا ناس می باید گذاشت آنقدر بین جماعت ناس خواری مد شده تا نباشی خوار و رسوا ناس می باید گذاشت ن...
شعر طنز (شعر مجردی)
-
تاریخ: 1391/9/16 ساعت: 22:45
خالی از عشق است اینک توبره و خورجین مننیست فردی تا که باشد رخنه گر در دین من*چون مسلمانم ولی زن نیست در کاشانه امپس یقینا" نیست کامل مسلک و آیین منهر کسی مانند مجنون دلبری دارد، چراهیچ کس حاضر نخواهد شد شود شیرین من؟گر که شیرینی نمی خواهد شود لیلای منکاش می شد یک ژیانی اندکی ماشین
شعر طنز : کارگر
-
تاریخ: 1391/9/17 ساعت: 22:20
سوژه ی امروز من شعری برای کارگر از دو دست پینه بسته گریه های کارگر آنکه با بیل و کلنگ و تیشه بازی می کند تیشه ای که می خورد بر دست و پای کارگر از عذاب کار می ریزد عرق آنطور که ذره ای باقی نماند هیچ نای کارگر آی پیمانکار! کمتر خرده بر کارش بگیر می رسد یکروز بر دادش خدای کارگر تا نگشته خشک از پیشانی ا...
منگل ماه
-
تاریخ: 1391/9/16 ساعت: 22:22
گپونت تازه تر ای نور پگاهن به خداچشمونت. تو دل شو منگل ماهن به خداتوی دنیا که کسیه ناخونه پند دل کسگپون ذیل تو سرمایه ی راهن به خداتو دلت پاک تر ای شمش طلاین. دگرونهمه دیراشتو صد کار گناهن به خداآسمون دل تو مملو نور سحرنآسمون دل مو . مود سیاهن به خداتکیه ور دستون تو تکیه و کوه و کمرنبی تو پشت همه کس...
یارانه محلی
-
تاریخ: 1391/9/16 ساعت: 10:34
پسر:نَنَه ، وی باوا بگو یارانه ی مو بدهَه ای خودوم .بیچه حَک مو نادهَ ؟مادر:نَنَه نَدرت باهوم، باوت پَ پول لوباس و نونت ای گُجا بدَهَ ؟ تازه تو تلمیزون اگوهتی پول آب و بَرک آزاد حساب ابو .مِث پیشتر نِهِه که نِصمی دولت اَدادی.پسر:مو سَروم نابو، نون و لوباس وظیفشنه. یه پول حَک مونه باید بدَهَ ای خودوم...
حسادت به کچل ها
-
تاریخ: 1391/9/16 ساعت: 0:38
۱-کچل ها زودتر از همه متوجه شروع بارش باران میشوند۲-کچل ها میتوانند با خیال راحت شیشه اتومبیل را پایین بکشند و از جریان هوا لذت ببرند۳-انها به راحتی میتوانند برای رفتن به مهم ترین مهمانی ها هم از موتورسیکلت استفاده کنند۴-مودارها اگر عرق بکنند باید بروند حمام و کلی موهایشان را با شامپو چنگ بزنند تا چ...
درسی اززندگی
-
تاریخ: 1391/9/16 ساعت: 0:35
پدر داشت روزنامه می خواند پسر که حوصله اش سر رفته بود پیش پدرش رفت وگفت : پدر بیا بازی کنیمپدر که بی حوصله بود چند تکه از روزنامه که عکس نقشه دنیا بود تکه تکه کرد و به پسرش داد و گفت برو درستش کن . پسر هم رفت و بعد از مدتی عکس را به پدرش داد.پدر دید پسرش نقشه جهان رو کاملاً درست جمع کرده از او پرسید...
چندحبه پند
-
تاریخ: 1391/9/16 ساعت: 0:31
از کسانی که از من متنفرند سپاس.انها مرا قویتر می کنند.از کسانی که مرا دوست دارند ممنونم انانقلب مرا بزرگتر می کنند.از کسانی کهمرا ترک می کنندمتشکرم انان به من می اموزند که هیچ چیز تاابد ماندنی نیست.از کسانی که با منمی مانندسپاسگزارم انان به من معنای دوست واقعی رانشانمی دهند.کوروش کبیرخدایا انگونه زن...
بازباران
-
تاریخ: 1391/9/16 ساعت: 0:26
باز باران با ترانه می خورد بر بام خانه.../خانه ام کو؟خانه ات کو؟...ان دل دیوانه ات کو؟/روزهای کودکی کو؟فصل خوب سادگی کو؟/یادت اید روز باران گردش یک روز دیرین؟/پس چه شد دیگر کجا رفت؟ خاطراتخوب ورنگین /در پس ان کوی بن بست در دل تو ارزو هست؟/کودک خوشحال دیروز؟غرق در غم هایامروز یاد باران رفته از یادارز...
اصطلاحات كرموني
-
تاریخ: 1391/9/12 ساعت: 0:35
= هيچبه كسي كه هيچ مال و منالي ندارد مي گويند׃آفوكم ندارهآدرشكوâderešku1- احساس لرز در موقع سرما يا تب 2-احساس لرزش بدن در موقع تنفر و انرجار ( چندش)آدرشكومون شد = سردم شد . لرزيدمآدريمونâderymonلُخت ، عريان . بي پول بيسرمايه ، گدا و حقير ، سرگردان. بي كس و كارآدورâdurخار ، بوته هاي كوتاه و نوك تيزي...
ضرب المثل کرمانی
-
تاریخ: 1391/9/13 ساعت: 0:35
آدم كم گو ؛ كونِِ آدم ’پر گو رِ پاره مي كنهDem kamgo kon âdem porgo repâreh likonehâآدميزاد شير خوم خوردهDmizâd shirk hum khordehâآدور كه از زمين بيرون مياد سرش تيزهDor keh az zemin biron miâd sersh tizehâآدور = خاراينجا به اين معناست كه هر كسي ذاتي دارد و دست خودش نيست . بيشتر براي توجيح بهكار ميرو...
نظر مراجع درباره رمالی و جنگيري
-
تاریخ: 1391/9/15 ساعت: 0:22
نظر مراجع درباره رمالی و جنگيري"نوشتن دعاهايي که از حضرات معصومين (عليهم السلام) رسيده و در کتب معتبر موجود است، اشکالي ندارد. ولي دعا نويسي حرفهاي، که شغل افراد سودجوست، صحيح نيست و غالب کتابهايي که به آن استناد ميکنند، اعتباري ندارد.در سالهاي اخير در كشورمان مراجعه به دعانويس، رمال، فال گير، جن گي...
بهترین محصول برای فرستادن اس ام اس رایگان
-
تاریخ: 1391/9/13 ساعت: 18:29
پانل SMS همراه با 1000 SMS رایگان اولیه و یک شماره اختصاص ارائه کنترل پنل اختصاصی و کاملا فارسی xa0 xa0امکان اختصاص چندین شماره برای یک کاربر xa0عدم نیاز به سیم کارت ، مودم های GSMxa0 و هر گونه سخت افزار جانبی xa0امکان ارسال به موبایل های همراه اول ، ایرانسل و تالیا xa0امكان ارسال به شماره هاي فعال ...
قصه محلی
-
تاریخ: 1391/9/13 ساعت: 0:19
ف – (( قصه پادشاه قلندر ))روزي بود روزگاري در يك دياري پادشاهي قصر زيبايي داشت . روزي قلندري ( درويشي ) نزد پادشاه مي آيد و از او خواست كه قصر و بارگاهش را در راه خدا بدهد . پادشاه هم دست زن و بچه اش كه هردو پسر بودند را گرفت و در بيابان منزل گزيد . شب كارواني كه در نزديكي آنها منزل كرده بود ، سر كا...
سهم یارانه
-
تاریخ: 1391/9/12 ساعت: 23:53
داشتم توی کوچه میرفتم متوجه سروصدای داخل یکی از خونه های همسایمون شدم.یکدفعه درب حیاط خونه همسایه بازشد وپسرک جوانی پابرهنه سراسیمه و باچهره ای برافروخته بهسرعت از آنجا بیرون آمد وبطرف کوچهدوید .متعاقب آن لنگه دمپایی زنانه ای که البته از بیخ گوش بنده نیز ردشد زوزه کشان بطرف پسرک جوان پرتاب شد ودرست ...
اماکن دیدنی استان کرمان
-
تاریخ: 1391/9/16 ساعت: 22:42
برای دیدن ادامه تصویربه ادامه مطلب بروید.
عکسهای وحشتناک
-
تاریخ: 1391/9/16 ساعت: 22:42
عشق واقعی
-
تاریخ: 1391/9/11 ساعت: 19:16
ﮔﻮﺵ ﺩﺍﺭﻳﺪ ﺍﻱ ﻫﻮﺍﺩﺍﺭﺍﻥ ﻋﺸﻖ! ﺗﺸﻨﮕﺎﻥ ﻧﻢ ﻧﻢ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﻋﺸﻖ! ﺑﺎﺭ ﺩﻳﮕﺮ ﻗﺼﻪ ﻱ ﻋﺸﻖ ﻭ ﺟﻨﻮﻥ ﺑﺸﻨﻮﻳﺪ ﺍﺯ ﺭﺍﻫﻴﺎﻥ ﺩﺷﺖ ﺧﻮﻥ ﻣﺎﺟﺮﺍﻱ ﻋﺸﻖ ﻭ ﻭﺻﻞ ﻳﺎﺭ ﺭﺍ ﻗﺼﻪ ﻱ ﻣﻮﻻ ﻭ ﻭﺻﻒ ﻳﺎﺭ ﺭﺍ ﻗﺼﻪ ﻱ ﻟﻴﻠﻲ ﻭ ﻣﺠﻨﻮﻥ ﻭﺍﮔﺬﺍﺭ ﭘﺎ ﺑﻪ ﺑﺰﻡ ﻋﺎﺷﻘﺎﻥ ﻣﺎ ﮔﺬﺍﺭ ﮔﺮﭼﻪ ﻣﺠﻨﻮﻥ ﺳﺮ ﺑﻪ ﺻﺤﺮﺍﻫﺎ ﻧﻬﺎﺩ ﺍﺯ ﻏﻢ ﻟﻴﻼﻱ ﺧﻮﺩ ﺍﺯ ﭘﺎ ﻓﺘﺎﺩ ﻋﺎﺷﻖ ﻣﺎ ﺭﺍ ﻧﻮﺍﻳﻲ ﺩﻳﮕﺮ ﺍﺳﺖ ﮔﻔﺖ ﻣﻮﻻﻧﺎ ﭼﻪ ﺧﻮﺵ ﻣﻌ...
گویش کرمانی
-
تاریخ: 1391/9/10 ساعت: 19:46
ایشالا گربه یه.انشا اله گربه است.در مورد افراط در خوش بینی گویند و نقل این است كه شخصی سحر برای عبادت برخاست وقتی كه خواست پوستینش را بپوشد دید سگی كه درباران به داخل خانه پناه آورده است با موهای خیس روی آن خوابیده است با عصا بر سر او زد سگ زوزه كشانفرار كرد و مرد خواست بدون پوستین به حیاط برود ولی ...
جوک ولطیفه
-
تاریخ: 1391/9/9 ساعت: 23:01
حکایات باییهروقت بوی تند کافور می پیچد توی دماغم می فهمم که بایی الان می آید به خوابم . دیشب بهش گفتم بایی خونه خیسیده یک ادکلنی عطری چیزی بزن به خودت . بایی گفت یک ادکلن «شنل» دارم گذاشته ام وقتی به خواب بی بی می روم می زنم . گفتم خب چه خبرها ؟بایی بی مقدمه گفت : پاطرف می ده! میگن باید بیایی مجلس ج...